حانیهحانیه، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره

عسل مامان

به گزارش مامان

1392/9/2 19:13
نویسنده : مامان سمانه
305 بازدید
اشتراک گذاری

حانیه رو توی تاب گذاشتم. رفتم آشپزخونه چند تا ظرف بود بشورم...

از توی آشپزخونه یه نگاه کوچولو می انداختم بهش. آخه خیلی ساکت بود. کارم زود تموم شد. رفتم و حانیه رو دیدم ...

من:  بفرما پیاده شو!!!!

حانیه: 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

بابا داود
2 آذر 92 19:18
سلام قیافه رو؟! شرارت ازش می باره!!!
اعظم
3 آذر 92 9:24
عزیزم چه قیافه ای هم گرفتی!!!!!!!!! مامان باید می دونست وقتی قابلیت اینو داری که همزمان با خاله هات صحبت کنی ممکنه که از تاب پیاده بشی و بیای توی آشپزخونه!!!!!!!!!!!
خاله جون
4 آذر 92 0:21
از بچه کوهنورد انتظار دیگری نمیره
زنمو انسیه
6 آذر 92 20:07
کمربند ایمنی رو برا همین موقه ها گذاشتن دیگه مامان سمانه!
مامان سمانه
پاسخ
ما هم می دانیم همانا. اما بستن کمربند = !!! حال چه کنیم؟؟؟
خاله زهرا
14 آذر 92 0:13
من فدات شم با اون قیافت
خاله فاطمه
14 آذر 92 18:25
عاشششششششقتم
زنعمو زهرا
21 آذر 92 14:24
بابا این تاب برای من دیگه بچه بازیه(حانیه)
مامان سمانه
پاسخ
تاب اول از طرف عموی اول تاب دوم از طرف عموی دوم یالا یالا(حانیه)
زنعمو زهرا
15 دی 92 23:26
ایشالا رفتیم آمریکا برات میخریم
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عسل مامان می باشد